با سلام به دوستای گل وبلاگی که تو این مدت یه سال و اندی تحملم کردن![]()
دیگه تصمیم گرفتم برای همیشه از دنیای وبلاگ خداحافظی کنم
می خوام از همه ی عزیزانی که منو تو این مدت همراهی کردن و نزاشتن تنها باشم تشکر کنم![]()
اول می خوام از مهدی عزیز تشکر کنم که ساختن وبلاگ و به من یاد داد . حدود یه سالی می شه که ازش خبر ندارم . امیدوارم هرجا هست سالم باشه و موفق تو درساش.
بعد می خوام از همه دوستای گلم مثل : محسن که اولین نظر و برام گذاشته بود
احمد عزیز که یار همیشگی تنهاییام بود و داداش گلم که دوسش دارم
سعید عزیز که از وبلاگ ننه عشقول اومد و یار تنهاییام شده بود
سینا و بردیای شیطون که خیلی دوسشون داشتم و دارم
فرامرز بی غم امیدوارم همه مثل اون بی غم باشن
فیاچهر عزیز که تازگیا باهاش آشنا شدم
فرزاد عزیز که فعلاْ رفته مسـافرت
فنچ کوچولو گلــــم
امید فرفره بی باد
فاطمه و المیرا عزیز دوسشون دارم
دیاکو عزیز و داداش شیطون که دوسش دارم
علی مرد شب که هر ماه تولد بچه ها رو تبریک میگه
مجید جوکهای باحالی رو هر روز آپ می کنه و باعث خنده می شه
امیر عزیز که همیشه همراه تنهاییم بود با داداش گلش آریو که خیلی کمکم کردن
ایرج یکی از استادان در وبلاگ و سایت شخصی ، با نظراتشون منو شرمنده می کردن
حسن عزیز که قالب وبمو برام درست کرده و طراحی های دیگه رو برام انجام داده(ممنونتم)
و تشکر می کنم از همه دوستان دیگه ای که اسمشونو نیاوردم .![]()

خدانگهدار
![]()
سلام به دوستای گل و خواهری گلم طوبی خانم
نمی دونم اول از چی شروع کنم از چی بگم . . .
بهاری که می آید گلهای زیبا بر شاخسار طبیعت لبخند می زنند بلبلان نغمه ی عشق می سرایند نسیم مژده حیات می دهد درختان به هم تعظیم می کنند خورشید مهربانی می تاباند بلورهای رحمت از آسمان فرو می ریزند چشمه ساران بر پهنه ی زمین خطی از زندگی می کشند .
ای کاش ما هم بتونیم سال جدید رو به همین تازگی درختان ، چشمه ساران و زمین و هوا آغاز بکنیم . . . آره می تونیم یعنی خواستن توانستن است . . .
من از طرف خودم و طوبی مدیرخوب این وبلاگ که 1 سال تمام برای ما پست های جدید گذاشت و نوشته های قشنگ تا به حقیقت کوچکی اززندگی پی ببریم . . . من از این راه دور دستش و می بوسم با این آپهای قشنگش و آرزو می کنم که سال خوبی برای طوبی و همه ی دوستان گلم پیش رو باشه . . . این شعرم هدیه ی نوروزی من به طوبی است :
بـــهــــار
خواب سبزي ديدم و تعبير شد، آمد بهار
برفِ شومِ كوچهها تبخير شد، آمد بهار
دستها از جيب بيرون آمد و سرما گريخت
با نسيمي باغ ما تعمير شد، آمد بهار
باد در گوش درختان جار زد: اي خفتگان!
وقت عطر افشاني تكبير شد، آمد بهار
آن همه تبليغ زردي كه خزان كرده چه شد
آنهمه سردي كه بيتأثير شد، آمد بهار
چون كتاب آسماني پُر ز اسرار خدا
آيهآيه در زمين تفسير شد، آمد بهار
بر زمين گويي بهشت از آسمان آمد فرود
عكس گلهاي جَنان تكثير شد، آمد بهار
نقش خونهاي شهيدان بر رخ آلالهها
ماهرانه با قلم تصوير شد، آمد بهار
در قنوت دستها شُكر و سلامِ بيشمار
از خداي مهربان تقدير شد، آمد بهار
« بهاران 86 را با دلی سرشار از مهر یزدان و با سبدی از گلهای ایمان به شما شاد باش می گوییم »
امیدوارم زندگیتون همیشه بهاری باشه


شايد خطا كردم ...
و تو بي آن كه فكرغربت چشمان من باشي ...
نمي دانم كجا تا كي براي چه ولي رفتي ...
و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد ...

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت ...
و بعد از رفتنت ...
رسم نوازش درغمي خاكستري گم شد ...
و گنجشكي كه هر روز ...
از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت ...
تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد ...

و بعد از رفتن تو ...
آسمان چشمهايم خيس باران بود ...
و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد ...
من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت ...
كسي حس كرد ...
من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مُرد ...
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد ...
و من با آنكه مي دانم ...
تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهي برد ...
هنوز آشفته چشمان زيباي توام ...
ای کاش می شد برگردی ...
ای کاش ... ...



«شعر از احمد عزیز »
توی این وبلاگ کوچیک
یه پرستو لونه داره
واسه ی دلای عاشق
حرف عاشقونه داره

طوبی جونم
یه پرستو یه ستاره
که همیشه رو لباسش
آیه های انتظاره
همراها شده یه ساله
غم رفتن دل ما
یه سال از عمر من و تو
خاطراتی که میدونی

اگه تلخ بود اگه شیرین
همیشه با شما بودم
دل به رویایی نبستم
از حقیقت ها سرودم

من میخوام با شما باشم
توی قلبتون بمونم
حرفامونو بنویسم
از لب شما بخونم


توی این وبلاگ کوچیک
یه پرستو لونه داره
واسه ی دلای عاشق
حرف عاشقونه داره

