-:-*-:- دلم تنگه برای گریه کردن -:-*-:- |
|
دوستت دارم ...
يادت هست ؟ "گفتم : دوستت دارم ..." و تو گفتي :" کوچکي براي دوست داشتن ..." رفتم تا بزرگ شم .... اما آنقدر بزرگ شدم که يادم رفت دوستت دارم
+قلم زده شده در پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 18:9 به خط :... | روز مادر مبارک
+قلم زده شده در دوشنبه 26 تیر1385ساعت 19:20 به خط :... | اگر می بینی زنده ام ... اگر می بینی که زنده ام ، نفس می کشم ، تنها به خاطر وجود تو است... اگر می بینی شادم ، خندانم ، با وجود اینکه اینهمه غصه در دل دارد ، تنها به امید بودن تو است.... اگر می بینی آرامم ، بی تابم ، سر به زیر ، ساکت و گوشه گیر ، فقط به خاطر عشقی است که از سوی تو در دلم نشسته است.... اگر دیدی گریانم ، خسته ام ، شکسته ام ، پریشانم ، بدان که بدجور دلم هوای تو را کرده است و دلم دیگر طاقت دوری تو را ندارد !
که از عشق تو مرده ام آری از عشق تو مرده ام عزیزم....
یک دل تنها دیگر این دل آن دلی نیست که در آرزوی یک یار با وفا باشد ، این دل از بی وفایی خود نیز بی وفا شده است.... دیگر این دل آن دلی نیست که در انتظار یک همزبان و همیار باشد ، این دل از تنهایی خرد خرد شده است.... دیگر این دل آن دلی نیست که کسی را دوست داشته باشد ، این دل از شکست و بی محبتی بی احساس شده است.... دیگر این دل آن دلی نیست که در تب و تاب یک لحظه عاشق شدن باشد ،
بی قرار باشد ، چشم انتظار باشد ، این دل از انتظار خسته شده است.... دیگر این دل آن دل سرخ و با احساس نیست ، این دل احساساتش همه سوخته شده است.... دیگر این دل آن دل پر غرور نیست ، این دل غرورش شکسته شده است.... دیگر این دل هیچ همدل و عشقی را ندارد ، آری این دل اینک تنهای تنها شده است.... +قلم زده شده در دوشنبه 19 تیر1385ساعت 11:34 به خط :... | روز جهانی قلم سلام دوستان امروز روز جهانی قلم هستش برای همین خواستم یه کار خوشنویسی از خودم تو وبلاگم بزارم
امیدوارم خوشتون اومده باشه
+قلم زده شده در چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 17:31 به خط :... | با توام ای سهراب ...
با تو ام اي سهراب اي به پاکي چون آب ، يادته گفتي بهم ،تا شقايق زنده است ،زندگي بايد کرد؟ نيستي سهراب که ببيني که شقايق هم مُرد ، ديگه با چي کسي رو دلخوش کرد؟
يادته گفتي بهم ،اومدي سراغ من،نرم و آهسته بيا ،که مبادا ترکي برداره چيني نازک تنهايي تو،اومدم آهسته نرمتر از يک پر قو،
يادته گفتي بهم عاشقي يعني دچار،فکر کنم شدم دچار، تو خودت گفتي چه تنهاست ماهي اگه دچار دريا باشه،آره تنها باشه ،ياره غم ها باشه ،
يادته مي گفتي گاه گاهي قفسي مي سازم ،مي فروشم به شما ، تا به آواز شقايق که در آن زنداني ست ،دل تنهايي تان تازه شود، ديگه حتي اون شقايق که اسير قفسه سهراب ، ساحل يه نفسه،نيست که تازگي بره اين دل تنهايي من ، پس کجاست اون قفس شقايقت؟ منو با خودت ببر به قايقت، آره راست مي گفتي کاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود ، کاشکي دلشون شيدا بود، من به دنبال يه چيز بهترينم سهراب، تو خودت گفتي بهم ، بهترين چيز رسيدن به نگاهيست که از حادثه عشق تر است.
+قلم زده شده در شنبه 3 تیر1385ساعت 18:42 به خط :... |
|
منوي وبلاگ
*•. .•*.MY.*•.ID.•* *•. .•*
لوگوي من و همراهانم
![]() نواي دل طراح قالب |