-:-*-:- دلم تنگه برای گریه کردن -:-*-:- |
|
خریدار دل گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
![]() ![]() ![]() ![]() +قلم زده شده در سه شنبه 30 آبان1385ساعت 8:51 به خط :... | قاصدک کوچک
چرا فراموش شد قاصدي در بيابان تك و تنها با تنها نفس نسيم پرپر شد و راهی خانه ها عابران سر به هوا نديدنش و گذاشتند روي وجودش پا قاصدك دل شكسته دوباره با آه باد شد راهي شهري ديگر تا كه نشست روي دستي كنار پنجره به انتظار نشسته +قلم زده شده در دوشنبه 22 آبان1385ساعت 8:6 به خط :... | مگه تو نگفتی ؟؟
+قلم زده شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 11:26 به خط :... | تنهای تنها روزي کـه دلـم پيش دلت بود گرو دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو
روزي که دلت به ديگري مايل شد کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو
+قلم زده شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 18:3 به خط :... |
|
منوي وبلاگ
*•. .•*.MY.*•.ID.•* *•. .•*
لوگوي من و همراهانم
![]() نواي دل طراح قالب |