-:-*-:- دلم تنگه برای گریه کردن -:-*-:- |
|
نمي دانم چرا رفتي نمي دانم چرا ...
شايد خطا كردم ... و تو بي آن كه فكرغربت چشمان من باشي ... نمي دانم كجا تا كي براي چه ولي رفتي ... و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد ...
و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت ... و بعد از رفتنت ... رسم نوازش درغمي خاكستري گم شد ... و گنجشكي كه هر روز ... از كنار پنجره با مهرباني دانه بر مي داشت ... تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد ...
و بعد از رفتن تو ... آسمان چشمهايم خيس باران بود ... و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد ... من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت ... كسي حس كرد ... من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مُرد ... كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد ... و من با آنكه مي دانم ... تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهي برد ... هنوز آشفته چشمان زيباي توام ... ای کاش می شد برگردی ... ای کاش ... ... +قلم زده شده در چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 10:28 به خط :... |
|
منوي وبلاگ
*•. .•*.MY.*•.ID.•* *•. .•*
لوگوي من و همراهانم
![]() نواي دل طراح قالب |